ی وقتا پر میشی از همه چیزو همه کس...
ی وقتا واقعا میبری...
ی وقتا دیگ هیچی برات مهم نی..
ی وقتا سیری از زندگیت....
تو سن جوونی افسردگیو این داستانا...
خوابم میااااد...
میخوام بخوابم ی خواب عمیق..
دیگه بیدار نشم...
ی وقتایی میشینم فک میکنم
میبینم چقدرررررسختیو تحمل کردم
چقد خستگی جا مونده تو گذشتم...
خدا همتونو لعنت کنه ک فقط زخم گذاشتین رو قلبم...
اهااااااای نامردا..مرسی که با زخماتون بهم تجربه دادین...
برچسب:
نویسنده: باران طباطبایی